با علیرضا رضاداد، دبیر سی و دومین جشنواره بین المللی فیلم فجر

نخستین جشنواره فیلم فجر دولت یازدهم به دلیل تغییرات اساسی در وزارت ارشاد و سازمان سینمایی خیلی ها را پیش از فرارسیدنش امیدوار و متوقع کرده بود و حضور پررنگ بزرگان عرصه فیلمسازی نیز این نوید را می داد، ولی حتی این هم باعث نشد بزرگ ترین رویداد سینمایی کشور از برخی کاستی ها و خطاها در امان بماند و همه انتظارات شکل گرفته را تمام و کمال برآورده کند. برای رسیدن به چرایی برخی نقاط تاریک جشنواره اخیر فیلم فجر و البته صحبت کردن درباره نقاط روشن و قابل دفاع این ضیافت معتبر سینمایی از علیرضا رضاداد، مرد خوش اخلاق جشنواره دعوت کردیم به تحریریه روزنامه جام جم بیاید تا در تنها گفت وگوی اختصاصی پس از ایام جشنواره از ناگفته ها بگوید. مردی مصلحت اندیش که با تجربه چند سال ریاست بنیاد فارابی و دبیری پنج دوره جشنواره فیلم فجر، یکی از باتجربه ترین مدیران سینمایی محسوب می شود.
    
    وقتی آقای ایوبی در اختتامیه جشنواره فیلم فجر پس از قدردانی از شما، دبیری دوره بعدی جشنواره را به شما پیشنهاد کرد گفتید به خانواده تان قول داده اید دیگر این مسئولیت را قبول نکنید و این دفعه آخری بود که این وظیفه را پذیرفتید. شاید این امتناع ناشی از خستگی و فشار کاری این مسئولیت در ​ چند ماه اخیر باشد، اما حالاکه چند روز از این رویداد فاصله گرفته ایم می توانیم شما را دبیر سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر بدانیم؟
    (می خندد) ​ من در همین دوره هم علاقه مند به پذیرفتن این مسئولیت نبودم و وقتی با آقای ایوبی صحبت فجر شد چند گزینه دیگر هم برای این کار به ایشان معرفی شد، اما ایشان در نهایت به این جمع بندی رسید​ که من عهده دار این مسئولیت شوم. من هم حس کردم اگر قرار است کمکی به سینما کنم، باید این کار را انجام دهم. چون واقعا خودم هم نگران برگزاری جشنواره در آن فرصت کم بودم، اما حالاواقعیتش این است که مطابق همان افق و نگاهی که رئیس سازمان سینمایی دارد، فکر می کنم مسئولیت هایی چون دبیری جشنواره فیلم فجر نباید وظایفی یکی دو ساله و کوتاه مدت باشد، بلکه جشنواره ها برای این که بتوانند برنامه درازمدتی طراحی کنند حداقل باید برای دو دوره دولت افراد مسئولیت ثابت داشته باشند، اما بیشتراین مهم است انتظاراتی که از فجر داریم معلوم و مشخص شود. اولویت اول ما بازنگری در مقررات و تدوین اصول و اهداف و قواعد فجر است که با استفاده از نظر همه کارشناسان باید در مدت کوتاهی این نظرات جمع آوری ورویکردها و انتظارات معلوم شود.
    
    دلیل ​ طفره رفتن از قبولی دبیری سال بعد چیست؟
    طفره رفتن نیست. فکر می کنم یکی از اقتضائات برگزاری جشنواره در هفت هشت سال آینده این است که تکلیف جشنواره به لحاظ رویکرد و محتوا و بخش های آن و وسعت و محدودیت هایش ابتدا روشن و پس از آن درباره سازمان اجرایی اش جمع بندی شود. مسائل مربوط به بخش بین الملل و بازار فیلم و مستند و زمان برگزاری آنها و تلاقی شان با سینمای ایران و آنچه در یک دهه گذشته در فجر انجام شده نیازمند بازنگری برای سال های آینده است و این مهم تر است و تعیین تکلیف اینها می تواند به سنگینی و سبکی برگزاری و مسئولیت ها منجر شود جشنواره فیلم فجر در حال حاضر خیلی وسعت پیدا کرده است. بخش هایی می شود مستقل برگزار شود. به هر حال من در دوره هایی عهده دار این مسئولیت بودم و امتحان خودم را پس داده ام. اگر لازم باشد باز هم هستم، اما اگر افراد جوان تری هم بیایند انرژی بیشتری به مجموعه سینما تزریق می شود. جشنواره فیلم فجر گرفتاری های اختصاصی دارد که باید با یک ترکیب و سازمان مدیریتی مناسب تری حل بشود و در این باره باید بعد از تشکیل جلسات و تدوین مقررات جدید تصمیم گیری کرد.
    
    فکر کنم دبیری این دوره سهل ممتنع بود، یعنی به نظر وضع ساده و امیدوارانه می آمد، اما اتفاقا یک بار و توقع بیش از حدی هم ایجاد شده بود که امسال از هر نظر جشنواره بی نقصی را شاهد باشیم. استرس نداشتید؟
    استرس داشتم و نداشتم، اما این نگرانی را داشتم که نتوانیم به همه توقع ها پاسخ بدهیم. زمان ما بسیار کم بود و یک کار نشدنی باید شدنی می شد. واقعا هم در این دوره انتظارات گوناگونی ایجاد شده بود. محدودیت ها و معذوریت های دولت در حوزه فرهنگ زیاد است. این مساله تنها مربوط به این دولت نیست و همه دولت ها در این حوزه مشکلات و موانعی دارند. همان طور که نظر رهبر معظم انقلاب است فرهنگ در کشور ما خیلی مظلوم است. در این مقطع هم مطالبات گروه های سیاسی از فرهنگ زیاد است و هم مطالبات جامعه سینمایی متعدد و فراوان، بنابراین ما درگیر دوگونه مطالبات خیلی متفاوت و متناقض بودیم. از سوی دیگر هم ماموریت ما این بود که در دولت تدبیر و امید، هم رفتار امیدبخشی داشته باشیم و هم رفتارمان توام با تدبیر باشد. به قول آقای ایوبی اعتدال هم سخت است، چون بخش زیادی از شرایط را هم دیگران رقم می زنند.
    
    آقای رضاداد! تعریفی که برخی نهادها و گروه ها ازجمله کمیسیون فرهنگی مجلس در زمان برگزاری از جشنواره می دادند کاملامتضاد با نظر شماست. آنها معتقد بودند توجه جشنواره فیلم فجر باید الزاما به ارزش های انقلاب اسلامی باشد. در حالی که شما هم در گفت وگویی عنوان کرده بودید باید به همه توانمندی سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی توجه کرد. چه تحلیلی درباره نظر کمیسیون فرهنگی مجلس و انتقاداتی که نسبت به بعضی فیلم های امسال داشتند، دارید؟
    من چنین استنباط متضادی از نظر دوستان ندارم که به خاطر پسوند فجر از همه توانمندی های سینما و موضوعات و گونه های مختلف در جشنواره استفاده نکنیم و اصولااین توانمندی ها را بخشی از ارزش های انقلاب اسلامی می دانم. به نظر من اینها مانع الجمع نیست. کافی است کمی به تبعات هر کدام از نظراتی که داریم فکر کنیم به شکل طبیعی همه به یک نتیجه مشترک می رسیم. چون اگر بخواهیم به جشنواره فیلم فجر نگاه موضوعی داشته باشیم، ممکن است با موانع جدیدی روبه رو بشویم و این همبستگی فرهنگی بزرگ را نداشته باشیم. نکته مهم تر این که آن وقت بقیه فیلم هایی که این شاخصه رویکردی یا موضوعی را ندارند کجا دیده شوند و کجا با هم رقابت کنند. یعنی برای فیلم هایی که فاقد این شاخصه هستند، باید جشنواره دیگری تعریف شود؟! از آن سو این جشنواره در دهه فجر و در دل جشن های پیروزی انقلاب قرار دارد و به نظرم همه توانمندی سینمای ایران، توانمندی انقلاب اسلامی است. اگر شما به فرمایشات رهبر معظم انقلاب دقت کنید، می بینید تاکید ایشان هم روی همین موضوع است که هر آنچه سینمای ایران دارد حاصل دستاوردهای انقلاب اسلامی است. لذا اگر شما بخواهید این بخش را نادیده بگیرید و همه توانمندی های سینمای ایران را نخواهید در جایی به نمایش دربیاورید و فقط تمرکز رویکردی یا موضوعی داشته باشید، آن وقت با این ​پرسش روبه رو می شوید که پس همه توانمندی های سینمای ایران را کجا به نمایش بگذاریم؟ البته برگزاری حتما باید در شان و سازگار با شئون انقلاب اسلامی باشد و اینها مانع همدیگر نیست. فکر نمی کنم توجه دوستان کمیسیون فرهنگی یا هر نهاد دیگری به مسائل ارزشی مانع از توجه آنها نسبت به دیگر توانمندی های سینمای کشور باشد. چند وقت پیش در جشنواره فیلم عمار گفتم ما متاسفانه در حوزه پژوهش های سینمایی نگاه رویکردگرایانه نداریم، بلکه نگاه موضوع گرایانه داریم. یعنی طبقه بندی های تحلیل سینمای ما بر مبنای موضوع است. این مطلب را بعدها در صحبت برخی دوستان دیگر دیدم که تکرار شد و چه بسا ما ارزش هایی که داریم جستجو می کنیم اتفاقا در یک فیلم خانوادگی باشد و چنین فیلمی تبیین کننده ارزش های سینمای پس از انقلاب باشد. حالااگر این نگاه را جایگزین نگاه موضوعی کنیم، می توانیم از یک تنوع موضوعی خیلی خوبی در جشنواره فیلم فجر برخوردار باشیم که اتفاقا آن تنوع موضوعی به ما آدرس هایی از رویکردهای ارزشگرایانه را هم می دهد.
    
    برعکس اش چطور؟ این که مثلاجشنواره فیلم فجر و هر رویداد سینمایی دیگری محملی باشد برای نمایش برخی آثار ضدارزشی. منظورم به صورت عامدانه و آگاهانه نیست، بلکه می خواهم بگویم چقدر به این نکته توجه داشتید و حواستان بوده که حتی فیلم هایی که شائبه نقد ارزش ها را دارند به جشنواره راه نیابند؟
    جشنواره فیلم فجر حتما چنین نگاه و رویکردی نباید داشته باشد که بخواهد بستری برای نمایش نگاه ضدارزشی باشد، اما اساسا شاخص ارزیابی این مساله کیست و مرجع تشخیص آن کجاست؟ ما در یک چارچوب قانونی معتقدیم مرجع تشخیص این مساله، اداره نظارت و معاونت آثار سازمان سینمایی است و البته همه ما هم در معرض خطا و اشتباه هستیم، چه شورای پروانه نمایش، چه منتقدان تصمیمات آن شورا. امسال همه فیلم های جشنواره اجازه نمایش از ارشاد داشتند و اگر فیلمی اجازه نمایش نداشت آن را به نمایش نگذاشتیم. ما باید از این نگاه فاصله بگیریم که خودمان را به جای همه چیز قرار بدهیم و تشخیص خود را تعمیم بدهیم. اگر هر کسی با هر نگاه سیاسی و هر گرایش فرهنگی بخواهد تشخیص خودش را نسبت به همه چیز تعمیم دهد، آن وقت دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود. لذا با تائید این موضوع که جشنواره فیلم فجر باید نسبت به نگاه ضدارزشی حساس باشد، می گویم شاخصه تشخیص نگاه ارزشی و ضدارزشی کجاست؟ اگر شاخصه تعریف و تشخیص اش قانون باشد مشکلی پیش نمی آید. این جشنواره همیشه و در همه دوره ها منطبق با قانون، فیلم انتخاب کرده و نمایش داده است.
    
    حتی شده با پروانه نمایش موقت؟
    بله، طبیعی است چون در شرایط جشنواره خود فیلمسازان هم ممکن است راغب و آماده نباشند پروانه نمایش دائم بگیرند؛ زیرا شتاب زدگی در تولید آثار وجود دارد. همین الان برخی فیلمسازان بنا به اراده خودشان مشغول تدوین دوباره فیلم هایشان هستند. همین شتاب زدگی به ما اجازه نمی دهد همه فیلم ها پروانه نمایش دائمی بگیرند، اما همه فیلم ها دارای اجازه نمایش در جشنواره هستند. لذا اگر این مساله را ما شاخص قرار دهیم، می گوییم جشنواره ای که فیلم های آن با اجازه مراجع ذیصلاح به نمایش در می آید، نمی تواند جشنواره ضدارزش ها باشد.
    
    پیش آمده بخصوص امسال که هیات انتخاب فیلمی را انتخاب کند، اما شما به عنوان دبیر صلاح ندانید این فیلم به جشنواره راه پیدا کند یا برعکس، یعنی فیلمی را شما به هیات انتخاب سفارش بدهید که این فیلم حتما در بخش مسابقه باشد؟
    این سفارش به بودن یا نبودن فیلمی، یک مساله منطقی نیست. چون من همه فیلم ها را نه دیده ام و نه می توانم ببینم. ممکن است بعضی فیلم ها را همه اعضای هیات انتخاب یا تعدادی از آنها توصیه کنند که من ببینم، آن هم به دلیل این که آمادگی داشته باشم اگر این فیلم در جشنواره به نمایش دربیاید یا درنیاید چه واکنش هایی به همراه خواهد داشت، اما روحیه ام اینطور​ نیست که بخواهم اعتماد نکنم.
    
    منظورم حالادقیقا سفارش نیست، شما اسم پیشنهاد رویش بگذارید، نوعی مشاوره.
    این که بنشینیم و با هیات انتخاب گفت وگو کنیم و من دلایل انتخاب کردن یک فیلم یا انتخاب نشدن یک فیلم را بشنوم و با هم گفت وگو کنیم که حتما وجود دارد. چون دبیر جشنواره نسبت به همه چیزباید پاسخگو باشد. ما طی سه جلسه با هیات انتخاب همه فیلم ها را مرور کردیم و به یک جمعبندی نهایی رسیدیم. چون قرار است نسبت به آنچه انتخاب می شود و نمی شود آگاهی و اشراف داشته باشیم تا بتوانیم پاسخگو باشیم. بنابراین مشورت و گفت وگو همیشه بوده و هست، اما این که بخواهم فراتر از مسئولیتم چیزی را دیکته کنم، اصلاآن را مصلحت نمی دانم.
    
    این را از همان جنبه باز شدن فضا عرض می کنم، این که توقع به وجود آمده بود که همه بزرگان و چهره های شناخته شده فیلمسازی با هر اثری به هر حال و هر طور شده در این جشنواره حضور پیدا کنند که عموما هم این اتفاق افتاد، اما به عنوان مثال چرا محسن امیریوسفی این فرصت را پیدا نکرد تا درجشنواره حضور پیدا کند؟ مشکل فیلم «آشغال های دوست داشتنی» دقیقا چه بود؟ یا فیلم «بلوک 9 خروجی 2» علیرضا امینی چرا راهی به جشنواره پیدا نکرد؟
    فیلم آقای امینی که اصلابه طور طبیعی مورد انتخاب هیات انتخاب قرار نگرفت و هیچ ملاحظه دیگری بجز این در کار نبود. فیلم آقای امیریوسفی هم چون مسائل نمایش آن حل نشده بود امکان حضور را پیدا نکرد. وقتی متوجه شدم فیلم چنین وضعی دارد ترجیح دادم هیات انتخاب اصلادرگیر انتخاب یک اثر مناقشه برانگیز نشود.
    
    اصلاهیات انتخاب فیلم را دید یا نه؟
    هیات انتخاب بعد از پایان کارش فیلم را دید. من در آن مقطع با خود آقای امیریوسفی هم صحبت کردم که به مصلحت نیست ما هیات انتخاب را درگیر انتخاب نکردن یا کردن فیلمی کنیم که هنوز مسائل نمایش آن حل نشده است. لذا به طور طبیعی خواهش کردم اعضای هیات انتخاب آن را نبینند تا درگیر بحث های حاشیه ای فیلم نشوند.
    
    اما از آن سو دو فیلم «معراجی ها» و «دلتنگی های عاشقانه» در دقیقه نود آمدند که حتی به بخش سودای سیمرغ هم راه پیدا کردند.
    این فیلم ها در دقیقه نود انتخاب نشدند. ما ​ بیستم دی ​و زمانی که می خواستیم جدول نهایی نمایش فیلم ها را ببندیم نسبت به فیلم هایی که مطمئن بودیم به دست ما می رسد برنامه ریزی کرده بودیم. معراجی ها و دلتنگی های عاشقانه همین طور بود، چون می دانستیم با چه پروسه اجرایی دارند کارشان را انجام می دهند، اما پیش بینی کرده بودیم اگر به زمان تعیین شده نرسند، آنها را از جدول برنامه نمایش خارج کنیم که در همان تاریخ مورد توافق رسیدند و نمایش داده شدند.
    
    در بخش غیررقابتی و خارج از مسابقه​ فقط دو فیلم «خانه پدری» و «زندگی مشترک آقای محمودی و بانو» را داشتیم که​ بی سابقه بود. معمولادر سال های پیش اگر هم چنین بخشی وجود داشت تعداد فیلم های بیشتری در آن حاضر بود. نمی شد حالاکه رقابتی در کار نبود، این دو فیلم را در کنار فیلم های نوعی تجربه در بخش غیررقابتی قرار دهید؟
    خب، چون این دو فیلم آثاری از جنس فیلم های نوعی تجربه نبودند، نمی توانستند در آن بخش قرار بگیرند. دلیل حضور این دو اثر در بخش غیررقابتی هم روشن است، جشنواره فیلم فجر روالی دارد که براساس آن فیلم هایی که نمایش نخست آنها در جشنواره فیلم فجر نباشد امکان حضور در بخش رقابتی را ندارند. سال های گذشته هم به همین منوال بوده است.
    
    معمولاچنین قواعدی در بخش های بین الملل جشنواره ها وجود دارد. به نظرتان این قانون درست است که دو فیلم شاخص از بخش رقابتی کشور خودشان محروم شوند؟
    بله، درست است، چون نمایش اول فیلم فجر اهمیت زیادی دارد. یعنی اگر ما این کار را نکنیم، آرام آرام ممکن است جشنواره فیلم فجر جشنواره فیلم های نمایش اول نباشد.
    
    اما این فیلم ها در سال های گذشته به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر ارائه شده بودند، اما پذیرفته نشدند و برای همین ناچار به حضور در برخی جشنواره های خارجی شدند.
    می دانم، به هر حال باید تصمیم می گرفتیم این روال را تغییر دهیم که به مصلحت جشنواره نبوده و نیست و بهتر است بخش سینمای ایران جشنواره فیلم فجر جشنواره نمایش اول باقی بماند.
    
    «مصلحت» یکی از کلید واژه های مهم حرف های شما و برخی مسئولان دیگر سینمایی همچون آقای ایوبی است که چند وقت پیش گفته بود ما مصلحت یک فرد و یک فیلم را به مصلحت سینما ترجیح نمی دهیم. کمی هم در این باره توضیح می دهید؟
    به نظرم خیلی روشن است. اگر کسی نخواهد به چنین مساله ای توجه کند، دارد خودش را به راه دیگری می زند. ما در همه زندگی داریم مصلحت اندیشی می کنیم. شما یک اصولی دارید و یک شرایطی. وقتی این اصول و شرایط را کنار همدیگر قرار می دهید، عقل یک چیزهایی به شما حکم می کند. این عقل است که به شما می گوید وقتی می بینی یک ماشین خیلی تند از خیابانی عبور می کند نپر وسط خیابان. عقل می گوید صبر کن این ماشین رد شود بعد برو​ یا بگذار این توفان حوادث رد شود و بعد ​ عبور کن. شما باید فکر کنید براساس شرایط چه کار می شود کرد که اصولتان ثابت باقی بماند و بتوانید بر شرایط غلبه کنید، نه این که تابع شرایط باشید. نگاه مصلحت اندیشانه البته یک جنبه منفی هم دارد که مورد نظر مانیست و نمی تواند توجیهی برای رفتارهای ناصحیح باشد، اما مثلاشما جشنواره ای به نام فیلم فجر دارید، اگر اجازه دهید فیلم هایی که در همه جا به نمایش درآمده به جشنواره بیاید طراوت و تازگی آن را از بین ببرده اید. اگر باب این کارها را شما باز کنید دیگر قابل جمع کردن نیست. همه کسانی که به جشنواره فیلم فجر می آیند می دانند جزو اولین مخاطبان این فیلم هستند. این همان دیدگاه مصلحت اندیشی و منافع جمع را در نظر گرفتن است. اگر شما با این رویکرد مصلحت اندیشی کنید، حکم عقل را دارد.
    
    موقع اعطای جوایز و سیمرغ ها این مصلحت اندیشی تا چه حد کاربرد داشت؟
    آنجا حیطه اختیارات و تشخیص داوران است یعنی داور فکر می کند و تشخیص می دهد که به این فیلم جایزه دهیم یا به آن فیلم، این رویکرد را در نظر بگیریم یا آن رویکرد را. آنها هم به حکم فهم و درکی که از شرایط دارند، یک تشخیصی می دهند. همین فهم و درک شرایط که به یک تشخیصی منجر می شود همان مصلحتی است که در رفتار آدم وجود دارد. البته ما هم اگر محدودیتی داشته باشیم با آنها در میان می گذاریم تا راه حل پیدا کنیم.
    
    این مصلحت اندیشی پیامدهایی هم داشت، مثلادر روزهای پس از جشنواره فرامرز قریبیان یکی از داوران بخش سودای سیمرغ اظهاراتی درباره آرای هیات داوران و بخصوص فیلم «عصبانی نیستم» مطرح کرد که حاشیه ساز شد.
    بله، اینها هم پیامدهای داوری است و تردیدی در این رابطه وجود ندارد.
    
    خب، این اتفاقات برای شما به عنوان دبیر جشنواره هزینه هایی ندارد؟
    به هر حال دارد، اما اینجا صاحب فیلمی که می توانست ذی نفع باشد از داوری نهایی انصراف داد و درخواست کرد در داوری نهایی مورد قضاوت قرار نگیرد.
    
    به نظر شما این تصمیم رضا درمیشیان در آن مقطع عاقلانه و باورپذیر بود؟
    بله، چرا عاقلانه نباشد؟
    
    او هم فکر می کرد مصلحت های بزرگ تری در سینما وجود دارد که به خاطر آنها از یک منفعت کوتاه مدت دست بکشد. مگر این عاقلانه نیست؟
    آن مصلحت بزرگ تر مثلاجشنواره برلین است؟!
    نه، در مطلب آقای درمیشیان بحث احترام سینما و حفظ آرامش و پرهیز از حاشیه ها ​برای کلیت سینما مطرح بود، یعنی ایشان هم ترجیح نمی داد بخواهد فیلمش محل مناقشه قرار بگیرد.
    
    تا حالاسابقه نداشته ​ در جشنواره فیلم فجر دو فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم شوند یا از پنج نامزد نهایی تقریبا همه با عناوین مختلف بهترین فیلم، برنده جایزه ویژه هیات داوران و جایزه نگاه ملی قدردانی شوند. اصلاموافق این نوع جایزه دادن هستید؟
    اجازه بدهید من و شما به نوع جوایزی که هیات داوران داده اند ورود پیدا نکنیم، چون این حوزه اختصاصی داوران است. می توانید اظهار نظر کنید و بگویید این کار خوب یا بدی بوده، اما این که بخواهیم به جای داوران تشخیص دهیم و تخریب کنیم کار درستی نیست. آقای توحیدی و راعی در این باره توضیحات کاملی دادند که قانع کننده است.
    
    بحث ورود به حیطه وظایف و تشخیص داوران نیست، بلکه این داوری ها برخی جای سوال دارد.
    پرسیدن اشکالی ندارد، اما بهتر است قضاوت نکنیم و به آرای داوران احترام بگذاریم.
    
    جوایز واقعا به دست برگزیدگان رسیده است؟!
    (می خندد) اگر چک هایشان را نقد کرده باشند، بله.
    
    راستی برای دلجویی از آقای کیانوش عیاری و راه پیدا نکردن «خانه پدری» به بخش مسابقه ایشان را داور بخش سودای سیمرغ قرار دادید؟
    نه، آقای عیاری از ابتدا جزو گزینه های داوری ما بود، اما صبر کردیم ببینیم وضع فیلم خانه پدری چگونه می شود و وقتی این فیلم به بخش غیررقابتی رفت از ایشان خواهش کردیم داوری را به عهده بگیر​د.
    
    حالاکه جشنواره تمام شده، اگر قرار به اعطای جایزه ویژه دبیر جشنواره بود آن را به چه فرد یا فیلمی می دادید؟
    پرهیز دارم اسم فیلم خاصی را ببرم، اما فکر کنم آقای عزت الله علیزاده و همکارانشان در بخش پشتیبانی فنی جشنواره خیلی بی حاشیه و با صبوری خیلی زیاد زحمت کشیدند و کار کردند. از برنامه ریزی برای آماده سازی فیلم ها تا زیرنویس فیلم های خارجی و بموقع رسیدن همه نسخه های فیلم ها، همه و همه حاصل زحمات این عزیزان بود. اینها سرمایه های گمنام جشنواره فیلم فجر هستند و من جایزه ویژه دبیر جشنواره را شایسته این دوستان می دانم.
    
    جسارتا آن مصلحت اندیشی شما هم دست کم در اختتامیه جشنواره خیلی جواب نداد و دو برنده اصلی شما (احمدرضا درویش و ابراهیم حاتمی کیا) به مراسم نیامدند!
    امسال جز داوران و من تقریبا تا ساعت چهار بعدازظهر هیچ کس از جوایز و برندگان مطلع نبود و گروهی هم که لوح ها را آماده می کردند بین ساعت چهار تا شش در برج مستقر شدند و لوح ها و چک ها را نوشتند. بعد از صحبت آقای افخمی پس از دریافت سیمرغ هم ​ شبهه ای به وجود آمده بود که گویی ایشان براساس رای داوران جایزه ای نگرفته بود، در حالی که اینطور نبود. رای و صورتجلسه داوران موجود است و آنچه اعلام شد همان طور که آقای قریبیان هم اعلام کرد​، جمع بندی هیات داوران است، اما تقریبا هیچ کس از نتایج داوری مطلع نبود.
    
    پس دلخوری و غیبت آقای حاتمی کیا چه دلیلی دارد؟
    نمی دانم، امیدوارم دلخور نشده باشد.
    
    آقای درویش که همه جوایز را درو کرد و پیروز اصلی این رقابت بود چرا نیامد؟ شاید از همان موقع پیش بینی جنجال های اخیر را می کرد!
    (لبخند می زند) از من نخواهید راجع به افراد دیگر نظر بدهم.
    
    البته آقای درویش در این زمینه مسبوق به سابقه است و اگر اشتباه نکنم این کار را موقع «دوئل» هم انجام داده بود​.
    دقیق نمی دانم، به هر حال دوستان هم هر کدام ملاحظات خودشان رادارند که برای ما هم قابل احترام است.
نویسنده: علی رستگار سینا علی محمدی
 روزنامه جام جم، شماره 3926 به تاریخ 13/12/92، صفحه 7

/ 0 نظر / 19 بازدید