چشم به راه سپیده

م به راه سپیده



تو را غایب نامیده اند، چون «ظاهر» نیستی، نه اینکه «حاضر» نباشی.
    «غیبت» به معنای «حاضر نبودن»، تهمت ناروایی است که به تو زده اند و آنان که بر این پندارند، فرق میان «ظهور» و «حضور» را نمی دانند، آمدنت که در انتظار آنیم به معنای «ظهور» است، نه «حضور» و دلشدگانت که هر صبح و شام تو را می خوانند، ظهورت را از خدا می طلبند نه حضورت را. وقتی ظاهر می شوی، همه انگشت حیرت به دندان می گزند با تعجب می گویند که تو را پیش از این هم دیده اند. و راست می گویند، چرا که تو در میان مائی، زیرا امام مائی، جمعه که از راه می رسد، صاحبدلان «دل» از دست می دهند و قرار ازکف می نهند و قافله دل های بی قرار روی به قبله می کنند و آمدنت را به انتظار می نشینند...
    و اینک ای قبله هر قافله و ای «شبروان را مشعله»، در آستانه آدینه ای دیگر با دلدادگان دیگری از خیل منتظرانت سرود انتظار را زمزمه می کنیم.
    جمعه های بی تو
    از جمعه های بی تو چه دلگیر می شوم
    جان خودم ز جان خودم سیر می شوم
    با هر نفس که میکشم اقرار می کنم
    از این نبودنت به خدا پیر می شوم
    گر با دل خراب رسیدم به محضرت
    چون که فقط به دست تو تعمیر می شوم
    از اینکه انتظار تو را میکشم ببین
    از مردمان شهر چه تحقیر می شوم
    فکر ندیدن تو رهایم نمی کند
    پس حق بده که این همه درگیر می شوم
    تنها نه جمعه ها که تمامی طول سال
    از روزهای بی تو چه دلگیر می شوم
    محمدحسن بیات لو
    ***
    آقای خوبم
    ای بردن نامت شفا، آقای خوبم
    یادت به درد ما دوا، آقای خوبم
    هرگز نخواهم زد دری را گر بمیرم
    جز درگه لطف شما، آقای خوبم
    تو لطف و احسان می کنی، ما ظلم بر تو
    تو باوفا، ما بی وفا، آقای خوبم
    مولاشما ارباب زاده، ما رعیت
    آقا شمایی، ما گدا، آقای خوبم
    ماندم چگونه با تو گردم روی در رو
    از بس که آزردم تو را، آقای خوبم
    امشب دعا کن که نگردد این دل ما
    یک لحظه از یادت جدا، آقای خوبم
    یک شب بیا همراه مادر از مدینه
    ما را ببر تا کربلا، آقای خوبم
    سیدمجتبی شجاع
    ***
    کاش می آمدی
    کاش می آمدی عزیزدلم، تا شود سبز روزگار دلم
    کاش می آمدی و گل می کرد، خنده برلعل غصه دار دلم
    بس که از دل خبر نمی گیری، روزگارم سیاه و تلخ شده
    کاش می آمدی که برگردد، شهد شادی سرگذار دلم
    فاطمیه گذشت و فاطمه ماند، چشم برراه تا تو برگردی
    کاش می آمدی و مادر را، شاد می کردی ای قرار دلم
    یاس و عباس را به یک روضه جمع کردیم و روضه رضوان است
    کاش می آمدی بهشت خدا، به بهشتم به شاهکار دلم
    حرف دل دلنشین ترین حرف است، به خود دل قسم دلم تنگ است
    کاش می آمدی بهانه دل، سحر جمعه ای کنار دلم
    کعبه را مفتخر کن از قدمت، انتظار تقاص یاس بیا
    کاش می آمدی حرم می ساخت، شیعه در صحن پرغبار دلم
    آسمانی به آسمان سوگند، انتظار تو کار هر روز است
    کاش می آمدی که پاک شود، از لغتنامه انتظار دلم
    حسین ایمانی
   
منبع: روزنامه کیهان، شماره 20716 به تاریخ 1/12/92، صفحه 3 

/ 0 نظر / 14 بازدید