گزیده سرمقاله روزنامه های 1 اسفند

 
 
 


در ابتدا ستون سرمقاله روزنامه کیهان را میخوانید که به مطلبی با عنوان«بر بلندای انقلاب اسلامی»نوشته شده توسط سعد الله زارعی اختصاص یافت:

«استقامت» و «وحدت» دو پیام اصلی مردم ایران است که در مواقع خاص تبلور عینی‌تر پیدا می‌کند، انتخابات و راهپیمایی‌ها مواقعی هستند که متن جامعه، فارغ از حرف و حدیث‌های حاشیه‌پردازان فرصت می‌یابند تا آنچه را درنظر دارند با صدای بلند اعلام کنند. وقتی همه مردم به صحنه می‌آیند از یک طرف وحدت و یکپارچگی ملی و از سوی دیگر تاکید مردم بر راهی که تاکنون پیموده شده را یادآور می‌شود. در نقطه مقابل، حضور کمرنگ در پای صندوق رأی و یا حضور کم‌شمار در راهپیمایی‌های عمومی بیان‌کننده «خستگی» و «تشتت» در صفوف مردم و شکاف میان آنان و حاکمیت و نارضایتی زیاد نسبت به شرایط کشور می‌باشد. راهپیمایی پرشکوه 22 بهمن 92، صریح‌ترین سخن ملت ایران بود که بدون مجامله و پیچیدگی بیان گردید. این مردم در حالی به میدان آمدند که از یک طرف دشمن شناخته شده آنان بر دایره فشارها و اتهامات خود می‌افزود و از طرف دیگر عده‌ای در قالب عناوین رسمی یا غیررسمی «شیوه خاصی» را بعنوان راهکار ایران در مواجهه با  این دشمنی‌ها مطرح می‌کردند. حضور یکپارچه مردم و تمرکز آنان روی شعارهای خاص نشان داد که نه تحت تاثیر فشار دشمن قرار دارند و نه با این شیوه‌های خاص که بعنوان دلسوزی برای مردم مطرح می‌شود، میانه‌ای دارند. در واقع مردم آمدند بگویند پاسخ دشمنی آمریکا را با تاکید بر مخالفت با دخالت‌های آمریکا می‌دهند و در مقابل آن می‌ایستند و توسل به ادبیات و گفتمانی که با چنین دشمنی نوعی مماشات را توصیه می‌کند را قبول ندارند و آن را مردود می‌دانند.

ملت ایران می‌داند که هیچ بخشی از آنچه بدست آورده است محصول رایزنی و توافق با دشمن نیست. مردم اگرچه دیپلماسی و راه‌حل‌های سیاسی را به خوبی می‌شناسند و از آن رویگردان هم نیستند ولی می‌دانند که هیچگاه از این طریق عایداتی نداشته مگر آنکه قبل از مذاکره و حین مذاکره، دشمن به این جمعبندی رسیده باشد که چاره‌ای جز کوتاه آمدن ندارد. مردم بخوبی می‌دانند که پیروزی انقلاب محصول مذاکره میان بازرگان و بختیار نبود بلکه اعلامیه امام مبنی بر لغو بیانیه حکومت نظامی تهران از یک سو و اجابت گرم مردم از این دعوت از سوی دیگر پیروزی انقلاب را رقم زد. کما اینکه مردم پیروزی در جنگ 8 ساله را محصول مذاکره با هیئت‌های خارجی و یا دولت وقت عراق نمی‌دانند. مردم می‌دانند که راه غلبه بر دشمن آنهم دشمنی که بر دشمنی اصرار دارد، استقامت و ضربه زدن به آن است. مردم با همین روحیه 8 سال جنگ را اداره کردند. مردم می‌دانند که 70 سال مذاکره عربی-غربی هیچ دستاوردی برای مردم فلسطین نداشته است. چگونه می‌توان از دشمنی که شعار نیل تا فرات می‌داد، خواست که قطعه‌ای از جغرافیای فلسطین که دشمن آن را حلقه اول مطالبه خود حساب کرده بود را به فلسطینی‌های آواره بدهد. فلسطینی‌ها اگر توانسته‌اند اندکی از فلسطین- در نوار غزه- را آزاد کنند با سنگ و تفنگ آن را آزاد کرده‌اند نه از طریق مذاکرات بین هیئت‌های عربی و هیئت اسرائیلی. در روز 22 بهمن مردم البته دیپلماسی را نفی نکردند ولی تبدیل شدن دیپلماسی به یک راه برای رسیدن به حقوق را خیال‌پردازانه دانستند و از این رو مردم، تظاهرات خروشان را بعنوان گزینه روی میز ایران سر دست گرفتند و به دشمن «نه» گفتند.

یکی دیگر از جنبه‌‌های حرکت متنی ملت ایران، جنبه «وحدت» آن است. ملت ایران نشان داده‌اند که «تقسیم‌پذیر» نیستند. هیچ نوع تقسیم و تفکیکی در مردم راه ندارد. خط و خطوط سیاسی در جامعه وجود دارد و نوعی خط‌کشی میان این و آن گروه دیده می‌شود و در مواقع خاص نظیر انتخابات هم به یک موضوع بحث‌برانگیز تبدیل می‌شود و برای عده‌ای یک سرگرمی هم درست می‌شود ولی واقعیت این است که این‌ها هیچ ارتباطی با مردم ندارد. نظام هم اساساً براساس چنین قواعدی تنظیم نشده است نظام ایران یک نظام حزبی و برمبنای آرایه‌های احزاب تنظیم و تعریف نمی‌شود این یک مسئله تصادفی هم نیست اساساً نظام و اسلام حزب محور شدن را بر نمی‌تابد و آن را از بین برنده حق بزرگ‌تر توده‌های مردم می‌داند و بر این اساس بر «دموکراسی مستقیم» تأکید دارد. نظام نمی‌خواهد مردم را با واسطه احزاب ببیند کما اینکه مردم هم ثابت کرده‌اند که نمی‌خواهند نظام را از طریق گفتمان‌های حزبی بشناسند. دموکراسی مستقیم برخلاف آنچه بعضی‌ها تصور کرده‌اند، «عوام‌گرایی» (Peopolism) هم نیست چرا که پوپولیسم به معنای ساختارگریزی است و حال آنکه در نظام اسلامی ساختارهای روشن و مستحکمی وجود دارد تا جائی که گاهی متهم به انتخابات دو مرحله‌ای و گزینش دو بخشی می‌شود ولی واقعیت این است که ساختارهای تعریف کننده و شرایط‌ساز مانع شکل‌گیری پدیده عوام‌گرایی یا پوپولیسم شده و حضور مستقیم توده‌ها و آراء مستقیم آنان به افراد مانع حزب محوری می‌شود و از این رو به تعبیر حضرت امام در اینجا «دموکراسی ناب» وجود دارد.این نوع از مردم‌سالاری، مردم را 35 سال در پای نظام نگه داشته و مانع مصادره انقلاب و نظام به نفع طبقات خاص و احزاب و نحله‌های سیاسی شده است و از این رو مردم زنده بودن انقلاب را حس کرده و آن را از آن خود می‌دانند و لذا برای حفظ طراوت و تازگی آن به صحنه می‌آیند. این موضوع مردم را دلگرم کرده و فضا را از فریاد پر می‌کند.

در واقع وحدت در جامعه که در نگاه اول معطوف به امر سلبی است یعنی «وحدت در برابر که یا در برابر چه»، یک امر ایجابی است و باید با گزاره موجبه دیده شود یعنی «وحدت برای چه» این وحدت سازنده است و خودبخود باعث حضور مردم می‌شود حالا اگر یک امر یا یک سلسله امور سلبی هم رخ بدهد مثل آنچه در ماههای منتهی به 22 بهمن از سوی رژیم آمریکا مشاهده شد، انگیزه حضور را افزایش داده و بر حرارت شعارها و نحوه حضور مردم تأثیر می‌گذارد. به عنوان مثال امسال شعارهای مرگ بر آمریکا از شعارهایی که صرفاً بیانگر تجلیل از یک رخداد تاریخی است، گسترده‌تر بود. این که وحدت در متن یک جامعه وجود عینی دارد و با امور سلبی برافروخته‌تر می‌شود خاص انقلاب اسلامی ایران است و این در واقع یک چراغ ویژه است که برای همیشه فروغ دارد. شما نگاهی به رسانه‌های آمریکایی و انگلیسی بیاندازید. این رسانه‌ها در سالگرد انقلاب تاریخی فرانسه که در ادبیات سیاسی «کبیر» خوانده شده و یا در سالگرد انقلاب شوروی- انقلاب اکتبر- هیچ برنامه‌ای ندارند و اساساً به این انقلاب‌ها توجهی ندارند اما این رسانه‌ها در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، دهها برنامه خبری، تفسیری، تصویری پیرامون این انقلاب تولید کرده و خبرنگاران خود را برای ثبت مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به تهران اعزام می‌کنند. حالا بگذریم از اینکه این‌ها دنبال نگاه خود، هدف خود و تفسیر خاص خود هستند و به متن و حقیقت و نتایج و چشم‌اندازهای این انقلاب عظیم توجه نمی‌نمایند ولی بالاخره تحرکات آنها به خوبی نشان می‌دهد که انقلاب اسلامی یک پدیده تاریخی نیست بلکه یک موجود زنده است که نمی‌توان از طریق آرشیوها وضع و اثر آن را نشان داد. این انقلاب در واقع از یک ملت حرف می‌زند، ملتی که 35 سال دشمنی متراکم را تحمل کرده و در وسط صحنه مانده و دشمن را به مبارزه می‌طلبد از منظر غرب و شرق این چنین ملتی دیدن دارد و این همان انقلاب توفنده اسلامی است.البته انقلاب یک رخداد رمانتیک و تفننی نیست، انقلاب اسلامی یک راه‌حل است، راه‌حلی برای ملت ایران و راه‌حل برای ملت‌های دیگر. از جنبه داخلی، خروش مردم در تظاهرات این پیام و دلالت را برای کسانی که با تحلیل‌های ذهنی به راه‌حل‌هایی که دشمن آن را نشان می‌دهد، رسیده‌اند، دارد که مردم اولا مثل شما فکر نمی‌کنند و ثانیا آنچه شما «راه‌حل» می‌دانید راه‌حل و چاره کار نمی‌دانند. مردم در این چنین اجتماعاتی می‌گویند «ما دشمن خود را به خوبی می‌شناسیم»، «راه غلبه بر توطئه‌های او را می‌دانیم» و «قطعا بر این دشمن پیروز می‌شویم.» مردم بزرگ ایران از مسئولان کشور توقع دارند به این واقعیت توجه کنند.

 گاهی مراوده پی‌درپی مسئولان با طرف‌های خارجی، فرصت دیدار و گفت‌وگو با توده‌های مردم را از آنان می‌گیرد و به ورطه تحلیل‌هایی می‌افتند که همان طرف‌های خارجی گفته‌اند و حال آن که کاملا پیداست طرف‌های خارجی که ما را در تغییر مسیر تشویق می‌نمایند حسن نیت ندارند تا ما به تحلیل‌های آنان اعتماد کنیم و به منافع ملی ما نمی‌اندیشند تا بتوانیم با آنان به «منافع مشترک» و به قول بعضی‌ها «برد- برد» برسیم!مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال از مسئولان کشور خواستند با آنان همراه شوند. اگر مردم به اقدامات دیپلماتیک می‌اندیشیدند باید وعده‌های دیپلماتی را باور می‌کردند و از طرح‌ شعارهای سلبی و مبارزه‌طلبانه اجتناب می‌کردند. مردم در روز 22 بهمن گفتند که «ما دیپلمات نیستیم ما انقلابی هستیم» به این معنا که روش مواجهه با نظام استکباری که ما نمی‌توانیم وجود آن را به عنوان یک «واقعیت» بپذیریم، این نیست که به وعده‌‌های تفسیرپذیر او اعتماد کنیم.

مهدی حسن زاده در مطلبی با عنوان««اقتصاد مقاومتی» حتی در صورت رفع تحریم ها»چاپ شده در ستون سرمقاله روزنامه خراسان اینطور نوشت:

با گذشت حدود ۲ سال از طرح مفهوم اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر معظم انقلاب، سیاست های کلی «اقتصاد مقاومتی» توسط ایشان ابلاغ شد تا اقتصاد ایران در زمانی که دوران پررنگ شدن فشارهای اقتصادی از خارج بوده است، آماده تجدیدنظری اساسی در اقتصاد وابسته به نفت شود. مروری بر ۲۴ بند سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی نشان می دهد این سیاست ها در حقیقت مروری آسیب شناسانه بر نقاط ضعف اقتصاد ایران در حوزه های گوناگون از صنعت، کشاورزی، تجارت خارجی و نظام توزیع تا موضوع هدفمندی یارانه ها و صنعت نفت وگاز کشور است و محورهایی که باید با تکیه بر آن ها برنقاط ضعف فائق آمد، نیز در این سیاست ها مشخص شده است. با بررسی ابلاغیه رهبر انقلاب چند نکته کلیدی را می توان متذکر شد.

۱ - شاید اصلی ترین نکته تاکید ویژه رهبری بر اجرای بی درنگ و با زمان بندی مشخص این سیاست هاست. در متن ابلاغیه آمده است: «لازم است قوای کشور بی درنگ و با زمان بندی مشخص اقدام به اجرای آن (سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی) کنند و با تهیه قوانین و مقررات لازم و تدوین نقشه راه برای عرصه های مختلف، زمینه و فرصت مناسب برای نقش آفرینی مردم و همه فعالان اقتصادی را در این جهاد مقدس فراهم آورند...». مروری بر سیاست های ابلاغی گذشته رهبر انقلاب در سایر موضوعات نشان می دهد که هیچ گاه تاکید بر اجرای «بی درنگ و با زمان بندی مشخص» چنان که در این سیاست ها آمده مطرح نشده است. مروری بر وضعیت فعلی اقتصاد از جمله آمارهای کلیدی نظیر نرخ رشد اقتصادی و تورم و چشم انداز تیره مذاکرات هسته ای با توجه به موضع گیری های مقامات آمریکا نشان می دهد که خطر تداوم و بلکه تشدید فشارهای اقتصادی بر کشور جدی است و ضرورت و فوریت اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی از این منظر روشن است. همچنین تاکید بر تهیه قوانین و مقررات و تدوین نقشه راه در این ابلاغیه مستلزم این است که دولت و مجلس با اعلام زمان بندی مشخص و تشکیل کمیته های کارشناسی نسبت به بازنگری در قوانین و مقررات اقدام کنند.

۲ - دومین نکته مهم در این سیاست ها نگاه همه جانبه و نه نگاه صرف اقتصادی به موضوع اقتصاد مقاومتی است. توجه به علم و دانش برای پیگیری اقتصاد دانش  بنیان در بند دوم این سیاست ها، استفاده از دیپلماسی در جهت حمایت از هدف های اقتصادی در بند ۱۲ ، تقویت فرهنگ جهادی و اعطای نشان اقتصاد مقاومتی به اشخاص دارای خدمات برجسته در این زمینه در بند ۲۰، ضرورت تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن،نشان می دهد، مخاطب سیاست های اقتصاد مقاومتی فقط دستگاه ها و فعالان اقتصادی نیستند بلکه دستگاه های فرهنگی، علمی، سیاسی و سیاست خارجی نیز در این زمینه مسئول هستند.

۳ - دیگر نکته مهم ضرورت توجه به بندهایی از سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است که ناظر به موضوعات مورد ابتلای این روزهای اقتصاد کشور است. در این زمینه توجه به بند چهارم که مرتبط با هدفمندی یارانه هاست ضروری می باشد. در این بند از سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی آمده است:

«استفاده از ظرفیت اجرای هدفمندسازی یارانه ها در جهت افزایش تولید، اشتغال و بهره وری، کاهش شدت انرژی و ارتقای شاخص های عدالت اجتماعی». بر این اساس ضروری است دولت در اجرای مرحله دوم هدفمندی جهت گیری اجرا را به سمت اهداف فوق تغییر دهد. اگر چه در مصوبه مجلس و مباحث مطرح شده از سوی دولت بخشی از درآمد هدفمندی به بخش تولید و سلامت اختصاص یافته است اما مهمتر از بودجه های اختصاص یافته، سیاست های ناظر به هدفمندی است که باید منجر به این اهداف شود. به ویژه در زمینه سیاست های غیر قیمتی از جمله سهمیه های مربوط به بنزین و سایر سوخت ها و یا نحوه افزایش پلکانی به گونه ای که بخش تولید و اقشار ضعیف متحمل کمترین فشار و بخش های غیرمولد و پرمصرف متحمل بیشترین فشار شوند. ضروری است به گونه ای اقدام شود که شاخص های عدالت اجتماعی از جمله برخورداری از سلامت، آموزش و فرصت های بهتر در زمینه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بهبود یابد نه این که صرفاً به پرداخت یارانه های نقدی و اختصاص سبد کالا اکتفا شود.

در هر حال به نظر می رسد اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی نیازمند عزم جدی مسئولان برای عملیاتی شدن این سیاست ها در بازه های زمانی مشخصی است. قطعاً اجرای برخی سیاست ها در کوتاه مدت امکان پذیر است و برای برخی دیگر از بندها می توان زمان بندی میان مدت و بلند مدت در نظر گرفت. علاوه بر این که تمرکز بر اجرای اقتصاد مقاومتی ابزاری مناسب برای بالا بردن قدرت چانه‌زنی در مذاکرات است. در هر صورت حداقل احتیاط اقتضا می کند با دید خوش بینانه به نتایج مذاکرات و توقف فشارهای اقتصادی نگاه نکنیم و به فکر رهایی از اقتصاد تک محصولی و خام فروشی باشیم و بدانیم حتی در صورت رفع کامل تحریم ها، راه رسیدن به اقتصاد پویا، مولد و پیشرو در منطقه اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی است.

روزنامه رسالت ستون سرمقاله روزنامه خود را به مطلبی با عنوان«نبرد پشت میزهای مذاکره!»نوشته شده توسط محمود فرشیدی اختصاص داد:

پرونده نرمش قهرمانانه، آرام آرام به صفحات آخر خود می‌رسد و نتایج بررسی این پرونده به تدریج آشکار می‌گردد. البته برای کسانی که ماهیت آمریکا را به خوبی می‌شناختند این نتایج از ابتدا روشن بود کما اینکه مقام معظم رهبری با یادآوری سخنان خویش در نوروز 92، فرمودند: "تصور برخی دولتمردان دولت قبلی و همچنین برخی دولتمردان دولت فعلی این است که اگر ما در قضیه هسته‌ای با آمریکا مذاکره کنیم موضوع حل می‌شود. من هم به دلیل اصرار آنها بر مذاکره در خصوص موضوع هسته‌ای گفتم مخالفتی ندارم اما همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم."بدین ترتیب، تجربه‌ بارها، یکبار دیگر نیز ثابت و این واقعیت مجددا افشا شد که: "دشمنی آمریکا با اصل انقلاب اسلامی و اسلام است و این دشمنی با مذاکرات پایان نخواهد یافت." تفسیر روشن‌تر این کلام آن است که دوستی با آمریکا یعنی دشمنی با انقلاب اسلامی، دشمنی با امام خمینی (ره)، دشمنی با شهدا، دشمنی با جانبازان. دوستی با آمریکا یعنی دشمنی با اسلام، دشمنی با قرآن، دشمنی با پیامبر گرامی اسلام (ص) و اهل بیت (ع) و دشمنی با اباعبدالله الحسین (ع).البته در حماسه عاشورا نیز عده‌ای می‌خواستند چاره‌ای بیندیشند که یزید و امام حسین (ع) هر کدام به راه خودشان بروند و کاری به کار یکدیگر نداشته باشند. عده‌ای دیگر هم می‌خواستند بین یزید و امام حسین (ع) نوعی تفاهم برقرار کنند اما سنت الهی بر تقابل کفر و ایمان است و در این آزمون بزرگ است که ماهیت انسان‌ها روشن و کافر و مومن بودن افراد، آشکار می‌گردد. در جریان این تقابل مستمر تاریخ، دائما کسانی از لشکر کفر به لشکر ایمان می‌پیوندند، همچنانکه افرادی نیز به پیشینه ایمانی خویش پشت پا می‌زنند و جذب سپاه کفر می‌شوند.

در دوران شکل‌گیری انقلاب اسلامی نیز عده‌ای امام خمینی (ره) را نصیحت می‌کردند که با شاه کنار بیاید و آنقدر قاطعانه علیه او و آمریکا و اسرائیل موضع نگیرد. نهضت آزادی‌ها و جبهه ملی‌ها و امثال آنانکه تصور می‌کردند سیاست‌شناس و سیاستمدار هستند چون تاب تحمل انقلاب اسلامی را نداشتند و عمق مطالبات انقلابی و میزان استقامت ملت ایران، در مخیله‌شان نمی‌گنجید و چون آرمان‌ها و دیدگاه‌هایشان با آرمان‌ها و دیدگاه‌های امام (ره) و مردم تضاد داشت، نمی‌توانستند شدت کینه مردم از آمریکا را درک کنند و لذا می‌کوشیدند نگاه محبت‌آمیز خود به آمریکا را در جامعه تبلیغ و به اصطلاح آمریکا را "بزک" نمایند. امروز هم کسانی که خود دچار بحران اعتقادی، انقلابی شده‌اند موقعیت کشور را بحرانی و در لبه پرتگاه ارزیابی می‌کنند و راه نجات را مذاکره و تفاهم با آمریکا می‌پندارند. ریشه اینگونه بحران‌های روحی و توهمات آن است که برخی سیاسیون به تدریج از مردم فاصله می‌گیرند و خود را قطره‌ای از اقیانوس خروشان ملت نمی‌بینند و لذا احساس تنهایی و ترس از عظمت و قدرت دشمن بر آنان مستولی می‌شود. چنین افرادی یا باید از ابتدا صادقانه اعتراف کنند که صلاحیت دفاع از فضائل ملت شجاع ایران را در عرصه کارگزاری و خدمت ندارند و زیر بار چنین مسئولیت‌های حساسی نروند و یا در صورت پذیرش مسئولیت، نصایح خیرخواهانه سکاندار انقلاب اسلامی را با گوش جان پذیرا شوند.شگفت آنکه این افراد کم جرات، به جای آنکه با واقعیات، صادقانه برخورد نمایند و برخوردهای تحقیرآمیز آمریکا موجب شود که در صداقت آمریکایی‌ها تردید کنند و همچنین به جای آنکه با مشاهده راهپیمایی باشکوه 22 بهمن و تجلی خشم و خروش مردم غیور ایران در پاسخ به این رفتارهای تحقیرآمیز، روحیه و مقاومتشان تقویت شود، صدا و سیما را در فشار قرار می‌دهند که چرا اهانت‌های دولتمردان آمریکا به ملت سربلند ایران را انعکاس می‌دهد و یا از بودجه بیت‌المال، مبالغی به برخی نویسندگان فتنه می‌بخشند تا در وصف شیطان بزرگ و دستاوردهای مذاکره با او و همپالکی‌هایش، موج مطبوعاتی راه بیندازند.

حال آنکه بیش از 35 سال است که آمریکا به متحدانش وعده می‌دهد که با قطع ارتباط اقتصادی با ایران و صرف‌نظر کردن از منافع اقتصادی کوتاه مدت خود، همانند دوران حاکمیت پادشاهان بار دیگر خواهند توانست گنج ایران را تصرف کنند و به یغما ببرند. اما این اعمال محدودیت‌ها موجب شده است که اولا ایران بر توانایی‌های خود تکیه بزند و به پیشرفت‌های چشمگیری نظیر هسته‌ای و نانو و صنایع فضایی و موشکی، دست پیدا کند چنان که جک استراو در بازدید اخیر از ایران اعتراف کرد که پس از 9 سال و علی‌رغم  تحت تحریم بودن، تهران را بیشتر شبیه مادرید و آتن دیدم تا شبیه قاهره و دیگر پایتخت‌های آسیایی. البته علاوه بر پیشرفت‌های متکی بر توانمندی‌های درونی و ملی، تحریم‌ها موجب شده است که برخی کشورهای دیگر، از این فرصت برای تقویت ارتباطات اقتصادی خود با ایران بهره بگیرند و اینک که با توجه به بحران اقتصادی، بکارگیری حتی یک کارگر در اروپا، اهمیت دارد، برای مردم اروپا این سئوال مطرح است که چرا باید دولتمردانشان از آمریکا اطاعت کنند و منافع کشور خویش را به خطر بیندازند؟!در واقع موقعیت بی‌نظیر ایران از نظر ذخایر گوناگون و بخصوص  نفت و گاز در جهان، شرایط ممتازی را برای مردم ما به وجود آورده است که کشورهای صنعتی به هیچوجه نمی‌توانند در دراز مدت از آن صرف نظر نمایند.واقعیت آن است که همپیمانی آمریکا و متحدانش در آینده‌ای نه چندان دور فرو خواهد پاشید و افکار عمومی ملت‌ها، دولت‌هایشان را وادار به نافرمانی از دستورات آمریکا خواهد ساخت و از هم اکنون مقدمات این نافرمانی را در استقبال چشمگیر آنان از برقراری روابط اقتصادی با ایران می‌توان مشاهده کرد و خشم مذبوحانه رئیس جمهور آمریکا از این نافرمانی را می‌توان در تعبیر "تخلیه کامیون آجر بر سر شرکت‌های تحریم‌شکن"، ردیابی کرد و رئیس جمهور فرانسه نیز به عدم تسلط خویش بر اینگونه شرکت‌ها، صریحا اعتراف کرده است. ملت ایران از آغاز شکل‌گیری انقلاب اسلامی تاکنون بارها تجربه کرده است که با استقامت و توکل بر خدا می‌تواند دشوارترین موانع را پشت سر بگذارد و به تنهایی از نبرد با ابر قدرت‌های جهان سربلند بیرون آید. سرانجام نبرد پشت میزهای مذاکره نیز با هدایت‌های مقام معظم رهبری و استقامت و وحدت ملت، پیروزی ایران اسلامی بر نظام سلطه جهانی خواهد بود و به آمریکا و صهیونیسم، اجازه نخواهد داد با تهدید و تحقیر، ساحت عزت و غیرت و شرف و اسلام را در این سرزمین مورد خدشه قرار دهند و بدیهی است مدارای مردم ایران با برخی فرزندان ضعیف خود در برابر آمریکا، از سر صبر و به امید هدایت آنان است وگرنه دریای خروشان ملت، ثابت کرده است که پرتاب تخته پاره‌های سیاسی، برایش هزینه چندانی ندارد.


محسن جندقی مطلبی را با عنوان«آیا زنگنه استعفا می‌دهد؟»در ستون یادداشت روز،روزنامه وطن امروز به چاپ رسانذ که به شرح زیر است:

«ما در خانه دفن شدیم. اینجا آنقدر برف آمده که نمی‌توانیم از خانه خارج شویم. چند روز است که خبری از ماشین‌های برف‌روبی نیست. بیچاره آنهایی که مریض دارند و باید به بیمارستان برسند» پیام اینترنتی یکی از دوستان ساکن در رشت در روزهایی که مازندران و گیلان کاملا سفیدپوش بود را با ناباوری خواندم. چند روز بعد از این اتفاق، طول کشید تا خبر ایجاد مشکلات در شمال رسانه‌ای شود اما در کمال تعجب تحرکات ناچیزی برای نجات هموطنان شاهد بودیم. در این بین وزارت نفت وظیفه‌ خطیری بر عهده داشت؛ نظارت بر تاسیسات گازرسانی، آماده‌باش کامل برای گازرسانی به مناطق شمال، رفع مشکلات گازرسانی به مناطقی که آسیب‌پذیرتر هستند، اطلاع‌رسانی کامل در زمان قطع گاز صنایع و ادارات برای جلوگیری از بروز حوادث، بسیج نیروهای شرکت گاز برای رفع مشکلات مقطعی در نقاط مختلف کشور، جلوگیری از افت فشار گاز مناطق مسکونی و ... قطعا مسؤولان وزارت نفت بویژه مسؤولان شرکت ملی گاز دوست داشتند همه وظایف خود را انجام دهند اما مشکلات پیش‌بینی نشده موجب شد بسیاری از این وظایف انجام نشود و مردم با مشکلات بسیاری مواجه شوند. در سرمای شدید شمال کشور گاز بسیاری از مناطق قطع یا با افت فشار مواجه شد، عدم اطلاع‌رسانی قطع و وصل‌شدن گاز باعث شد حوادث گوناگونی در نقاط مختلف کشور از شمال تا جنوب کشور رخ دهد، بسیاری از تاسیسات گازرسانی یخ زد و زمانی طولانی برای رفع این مشکلات طول کشید و چند تن از هموطنان ما بر اثر سرمای هوا جان باختند (به گفته یکی از نمایندگان استان‌های شمالی). این اتفاقات نشان می‌دهد مسؤولان وزارت نفت با مشکلات فراوانی مواجه بودند و نتوانستند به طور کامل وظایف خود را انجام دهند. در اینجا اصلا بنا نداریم درباره تقصیر صحبت کنیم بلکه قصوری شکل گرفته است و در انجام وظایف، برخی مسؤولان دچار اشتباه و قصور شده‌اند. قطعا مسؤولان وزارت نفت نمی‌خواسته‌اند منزل یک هموطن در بخش قره‌باغ استان فارس بر اثر عدم اطلاع‌رسانی از زمان وصل‌شدن گاز منفجر شده و ویران شود. قطعا وزیر نفت دوست نداشت بسیاری از منازل مسکونی در مازندران و گیلان با افت فشار مواجه شود و در روزهای بی‌آبی و بی‌برقی، گاز خانه‌ها هم قطع شود. قطعا زنگنه دوست نداشت به علت قطع و وصل‌شدن‌های مکرر در کلاردشت مسؤولان یک دانشگاه مخزن گاز مایعی را بخرند و آن مخزن نشت کند و 5 نفر از هموطنان مازنی دچار سوختگی 36 تا 90 درصد شوند.

  قطعا وزیر نفت دوست نداشت جریان گاز شهری در استان‌های مختلف کشور همچون آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه، ایلام، مازندران، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، گیلان و گلستان با افت شدید یا قطعی‌های گسترده روبه‌رو شود و بسیاری از واحدهای تجاری، رستوران‌ها، هتل‌ها و مجتمع‌های اقامتی و صنعتی دچار ضرر و زیان شوند. قطعا زنگنه دوست نداشت چند تن از هموطنان کشور به علت برودت هوا و سرما کشته شوند اما ...این اتفاقات رخ داده است. وزارت نفت باید براساس میزان مصرف و تولید، بحران را پیش‌بینی می‌کرد. جالب اینکه وزیر نفت قبل از آمدن زمستان به نمایندگان مجلس و خبرنگاران و مردم اطمینان داده بود مشکلی بابت گاز در کشور وجود ندارد و نخواهد داشت. اگر وزارت نفت در ایجاد مشکلات هموطنان هیچ تقصیری نداشته باشد، حداقل باید قصور را بپذیرد. می‌دانیم در روزهای سرد و طاقت‌فرسای شمال کشور کارکنان زحمتکش شرکت ملی گاز از خودگذشتگی کردند و در روزهایی که مدیران کلان کشوری در اتاق‌های گرم حضور داشتند، برای رفع مشکلات به وجود آمده، تلاش کردند اما باز هم قصور و اشتباه در محاسبه و برنامه‌ریزی صورت گرفته است. مدیران باید مانند فرماندهان روزهای بحرانی، مشکلات را مدیریت می‌کردند و این کار را به خوبی انجام ندادند.
حال چه باید کرد؟ منطق خود را کنار می‌گذاریم و به اتفاقی مشابه می‌پردازیم و نسخه‌ای که دوستان دولتی خود پیشنهاد داده‌اند می‌پیچیم! در حادثه آتش‌سوزی خیابان جمهوری با وجود اخطارهای چندباره شهرداری مبنی بر غیرقابل استفاده بودن کارگاه مذکور، تخلفی صورت می‌گیرد و چندین نفر در آنجا مشغول به کار می‌شوند. اتفاقا آتش‌سوزی رخ می‌دهد و آتش‌نشانی به محل حادثه می‌رود. در این بین 2 تن از شهروندان از ترس آتش‌سوزی خود را به بیرون پرت می‌کنند، در کنار این آتش‌نشانی موفق می‌شود آنهایی که درون ساختمان باقی مانده‌ بودند را نجات دهد و دوستان دولتی در شورای شهر و رسانه‌های همسو از شهردار تهران (و نه فرمانده آتش‌نشانی منطقه و نه رئیس آتش‌نشانی شهر و نه شهردار منطقه) درخواست می‌کنند استعفا کند. این نسخه هواداران دولت است که بعد از جنجال‌های بسیار و تیتر یک‌ کردن‌های عجیب و غریب از شهردار خواستند استعفا کند. همین چند روز پیش یک اتوبوس در جاده هراز به دره سقوط کرد، 18 تن کشته شدند و کسی استعفای وزیر راه را درخواست نکرد. در همین هفته هنگام بازدید رئیس‌جمهور از وزارت نفت، یکی از کارکنان صنعت نفت اقدام به خودسوزی کرد اما هیچ کدام از روزنامه‌های اصولگرا خواستار استعفا که هیچ حتی این خبر را در صفحه اول خود انعکاس نداد. همین چند روز پیش چند تن از هموطنان ما در شمال بر اثر سرما کشته شدند و کسی استعفای هیچ مسؤولی را نخواست. آیا با نسخه دوستان دولتی نباید از وزیر راه درخواست استعفا داشته باشیم. آیا با همین نسخه نباید انتظار استعفای وزیر نفت را داشته باشیم؟ آیا وزیر نفت به علت مشکلات فراوان گازرسانی در سراسر کشور بویژه در شمال استعفا می‌کند.

«تحلیس سیاسی هفته »رورنامه جمهوری اسلامی را میخوانید که در ستون سرمقاله جمهوری اسلامی به چاپ رسید:


هفته‌ها به سرعت از پی هم می‌گذرند و سال را به انتها می‌رسانند. پاشنه سال 1392، ‌امروز در آستانه آخرین ماه خود قرار گرفته و نوید آمدن سال جدید در حال و هوای اسفند را می‌دهد. علمای اخلاق و تهذیب گران نفوس، هر چند گذر زمان را عامل بلوغ و پختگی‌ می‌دانند ولی در عین حال آنرا حرکت به سمت مرگ و گذر به سرای جاوید تعبیر می‌کنند و توصیه‌های گرانسنگی درباره مغتنم شدن فرصت‌ و محاسبه نفس دارند. پس، چه پرسود خواهد بود شیوه زندگانی کسانی که همچون بازرگانان و تجار که در روزهای واپسین سال به محاسبه دخل و خرج سالانه و منافع کسب شده می‌پردازند، آنان نیز بر محاسبه اعمال و کرده‌های خویش اهتمام می‌ورزند و سود و زیان معنوی خود را از نظر می‌گذرانند. در هفته جاری رهبر معظم انقلاب در دیدار هزاران نفر از مردم تبریز و شهرهای مختلف آذربایجان شرقی مطالبی را گوشزد کردند. ایشان ضمن تشکر از آحاد ملت ایران به خاطر نمایش پرشکوه و عظمت اقتدار ملی در راهپیمایی 22 بهمن و جشن سی و پنج سالگی انقلاب اسلامی، "استقامت" و "وحدت" را دو پیام اصلی راهپیمایی امسال دانستند و گفتند: ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن و در پاسخ به گستاخی، زیاده‌خواهی، بی‌ادبی و پررویی مقامات امریکایی حضوری متراکم‌تر و پرشورتر داشت و اعلام کرد، به هیچ وجه تسلیم زورگویی و باج‌خواهی آمریکا نخواهد شد.

ایشان با انتقاد از برخی تلاش‌ها برای معرفی یک چهره غیرواقعی از امریکا به مردم،‌گفتند: برخی افراد تلاش دارند با بزک کردن چهره امریکا، زشتی‌ها و خشونت‌ها و وحشت‌آفرینی‌ها را از این چهره بزدایند و دولت امریکا را دولتی علاقمند به مردم ایران و انسان دوست معرفی کنند، اما تلاش این افراد به نتیجه نخواهد رسید.رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به تاکیدهای مکرر قبلی خود مبنی بر اینکه موضوع هسته‌ای، بهانه‌ای بیش نیست، خاطر نشان کردند: اگر روزی بر فرض محال هم، موضوع هسته‌‌ای مطابق خواسته امریکا حل شود، امریکاییها مسائل دیگر را پیش خواهند کشید ‌و اکنون نیز همه شاهد هستند که سخنگویان دولت امریکا از موضوعات حقوق بشر و توانایی موشکی و دفاعی ایران، سخن به میان می‌آورند. ایشان در خصوص مذاکرات هسته‌ای خاطر نشان کردند: کاری که وزارت امورخارجه و مسئولان دولتی در خصوص مذاکرات هسته‌ای آغاز کرده‌اند، ادامه پیدا خواهد کرد و ایران نقض‌کننده کاری که شروع کرده است، نخواهد بود اما همه بدانند که دشمنی امریکا با اصل انقلاب اسلامی و اسلام است و این دشمنی، با مذاکرات پایان نخواهد یافت. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تاکید کردند: تنها راه علاج این دشمنی تکیه بر اقتدار ملی و توان داخلی و مستحکم‌تر کردن ساخت درونی کشور و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی و تکیه به درون و چشم ندوختن به بیرون است.

در این هفته همچنین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را در 24 بند جهت اجرا ابلاغ و تاکید کردند: اقتصاد مقاومتی الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام و فرصت مناسبی برای تحقق حماسه اقتصادی خواهد شد. ایشان با ابلاغ سیاست‌های کلی "اقتصاد مقاومتی" براساس بند یک اصل 110 قانون اساسی که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است فرمودند: پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شکست و عقب‌نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد، همچنین اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های روبه افزایش جهانی، الگویی الهام بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش‌آفرینی مردم وفعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند. تهران در این هفته میزبان حضور هیاتهایی از 53 کشور اسلامی برای برپایی نهمین اجلاس اتحادیه مجالس کشورهای اسلامی بود که 30 کشور در سطح روسای مجلس در آن شرکت کردند و در مقایسه با مشارکت کشورها در سال‌های گذشته، رشد حدود دو برابری را نشان می‌دهد و مفسر جایگاه جدید جمهوری اسلامی ایران در مناسبات بین‌المللی و منطقه‌ای بویژه در جهان اسلام است. البته نکته مهمی که در برگزاری این قبیل اجلاس‌ها از اهمیت خاصی برخوردار است و باید به آن توجه کرد، سعی لازم برای اجرایی کردن تصمیمات آن بویژه تقویت مواضع جهان اسلام در رویارویی با پدیده‌های خطرناکی همچون صهیونیسم، مداخله خارجی در سوریه، به فراموشی سپردن آرمان فلسطین،‌گسترش تروریسم و گروههای افراطی است.

در روزهای میانی هفته جاری نیز مذاکرات ایران و گروه 1+5 در مقر اروپایی سازمان ملل در وین آغاز شد. این دور از مذاکرات که تاکنون آغازی رضایتبخش داشته، بسیار دشوار و سنگین توصیف شده که در ابتدا طرفین باید در موضوعاتی که انتظار دارند در گام نهایی مطرح شود و فهرست موضوعات قابل طرح در دستور کار مذاکرات جامع به بحث و توافق نظر دست یابند؛ هر چند که هیات آمریکایی تلاش دارد موضوعات دیگری غیر از مسائل هسته‌ای، از قبیل حقوق بشر و توان موشکی ایران را نیز در این مذاکرات در دستور کار قرار دهد ولی هیات ایرانی اعلام کرده فقط بحث پیرامون مسائل هسته‌ای را مورد پذیرش می‌داند.
در صحنه بین‌المللی، مسائل سوریه، کماکان مهمترین موضوع رسانه‌های خبری در هفته‌ای که گذشت بود. پس از شکست مذاکرات ژنو2 که در واقع یک رسوایی برای غرب و متحدان عرب آنها بود، صحنه سازی جدیدی با هدف تحت فشار قراردادن سوریه آغاز شده است. غرب و حکام مرتجع عرب انتظار داشتند نتیجه اجلاس ژنو2 کنار رفتن بشار اسد از حکومت باشد ولی این خواسته غیرمنطقی، با موضع‌گیری‌های دولت سوریه در این نشست خنثی شد در نتیجه سرخوردگی برای مخالفان سوریه به ویژه آمریکا پدید آمد.اکنون آمریکایی‌ها می‌کوشند با بزرگنمایی اتفاقات سوریه و تکیه بر نقض حقوق بشر و کشته شدن غیرنظامیان، دمشق را مسئول این وضعیت معرفی کنند تا افکار عمومی داخل کشورهای خود و مردم دنیا را برای یک ماجراجویی تازه در سوریه قانع نمایند.در خبرها آمده که پنتاگون طرح ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه را در دستور کار قرار داده است. وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرده است واشنگتن به کارگیری همه گزینه‌ها به جز اعزام نیروی زمینی به سوریه را مدنظر قرار داده است. همزمان، منابع مخالفان سوری از سیل گسترده تسلیحات توسط عربستان به تروریستهای سوری خبر داده‌اند که شامل تجهیزات جدید وپیشرفته از جمله موشکهای ضدهواپیما و ضد تانک می‌شود. با اینحال، با توجه به ناتوانی و شرایط وخیمی که مخالفان در آن به سر می‌برند بسیار بعید است که توطئه جدید ضدسوریه نیز نتیجه‌ای داشته باشد.

این هفته مصر شاهد از سرگیری محاکمه محمد مرسی رئیس‌جمهور منتخب مصر و شماری از سران اخوان‌المسلمین بود. نظامیان حاکم بر مصر با طرح ادعاهای واهی علیه مرسی و سایر مسئولان اخوان‌المسلمین قصد دارند این جنبش را هر چه بیشتر تحت فشار قرار داده و به زعم خود، امکان بازگشت دوباره آنها به صحنه سیاسی مصر را سد کنند.کودتاچیان حاکم بر مصر خود بر این واقعیت واقفند که مردم مصر حتی اگر به سیاستهای اخوان‌المسلمین انتقاد داشته باشند این به معنی پشت کردن به انقلابشان نیست که تاکنون صدها نفر را در راه آن قربانی داده‌اند. مردم مصر، نظامیان را که آشکارا با توسل به زور و به طور غیرقانونی دولت منتخب مصر را سرنگون کردند هرگز به رسمیت نمی‌شناسند و تحرکات نظامیان برای کسب مشروعیت را اقدامی بی‌فایده می‌دانند. در چنین شرایطی، سفر سرکرده نظامیان کودتاچی به روسیه اقدامی تاکتیکی از سوی حاکمان جدید مصر بود تا به گمان خود برای این حکومت مشروعیت بین‌المللی و حامیان جدید دست و پا کنند. روسیه نیز که همواره نشان داده است کاسبکار خوبی است، بدش نمی‌آید در چنین شرایطی، با پهن کردن فرش قرمز زیر پای السیسی، گامی دیگر در خاو

/ 0 نظر / 16 بازدید